خانه » سخنرانی شاگردان » ولایت فقیه از منظر استاد صفایی – قسمت سوم
لاجوردی

ولایت فقیه از منظر استاد صفایی – قسمت سوم

– استاد صفائی نه تنها قائل به حکومت دینی است بلکه آن را جزء وظایف ما می‌داند.

– ایشان گردن نهادن بر حکم غیر ولیّ خدا را نمی‌پذیرند و ولایت را حقیقت توحید می دانند.

– استاد تحقق ولایت را مربوط به بُعد اجرائی آن می‌داند و معتقد است که کسانی که علی را تنها گذاشتند، افرادی بودند که در اجرا کم آوردند. آنها، در بُعد اجرا و عهده‌داریِ ولایت، مشکل داشتند. و الا همه محب علی بودند؛ حتی معاویه. مگر می‌شود علی را دوست نداشت.

 برای آنها علی را به عنوان ولی امر گرفتن سخت بود. چون علی با دنیای آنها سازش نداشت: «لیس أمری و أمرُکم واحد، إنّکم تدعونی لأنفسکم و أنا أدعوکم إلی الله». هدف من و شما از حکومت یکی نیست. شما من را برای خودتان می خواهید و من شما را برای خدا می‌خواهم.

-حکومت علوی انسانها را برای خدا می‌خواهد. چون انسانها شایسته لقاء خداوند هستند. پس باید این انسانها تربیت شوند، وسعت دل پیدا کنند. جامعه باید ارتقاء پیدا کند.

-حکومت دینی حکومت  انسانهایی که آرزوهایشان پایین است، نیست. کسانی که آروزهایشان پایین است، نمی توانند با علی همراه باشند.

– گاهی ما با حکومت می خواهیم ساخت و ساز کنیم و رفاه ایجاد کنیم. و گاهی می‌خواهیم با حکومت، انسانها ساخته شوند و ارتقاء وجودی و وسعت وجودی پیدا کنند. به گونه‌ای که اگر اطاعت می‌کنند، برخاسته از فهم و درک و عشق و انتخاب آنها باشد. نه بر اساس هوای نفس.

– ولایت فقیه این نیست که یک نفر بفهمد و دیگران عمل کنند. ولایت فقیه این نیست که یک  نفر که مسئول است دستور بدهد و دیگران بگویند: «سمعنا و أطعنا».

-در حکومت دینی قرار نیست هرچه ما گفتیم، مردم بگویند: «چشم.» انتخاب مردم باید بر اساس  درک و فهم باشد. مردم باید بفهمند. باید بخواهند و بیایند. اگر قرار شد من بفهمم، دیگری عمل کند، این روش، دینی نیست.

-ولایت فقیه، یک شخص نیست یک نظام، تشکل، سیستم و روابط است. روابط متکی به معرفت و ایمان. حکومت، مسئولیت عالمان است؛ خودشان را فدا کنند و با ایجاد سیستم و سازماندهی، حافظ حدود مؤمنین باشند.

-این جملۀ حضرت امام(ره) که: «همان ولایتی که رسول الله و ائمه علیهم السلام دارند، فقیه هم دارد،» این شبهه را برای برخی ایجاد کرده که بین امام زمان که معصوم است و عالم و فقیه، تفاوتی نیست. در حالی که منظور او این است در حیطه مسئولیتی که به آنها واگذار شده است، تفاوتی میان امام معصوم و فقیه نیست. به عنوان مثال مالک اشتر که ولیّ مصر بود، حیطه اختیاراتش با علی یکی بود.

-پس از آن جهت که ولی فقیه، به عنوان حاکم تعیین شده است، تفاوتی بین او و امام معصوم نیست.

-فتنه‌ای که در تاریخ اسلام ایجاد شد. از همین جا شروع شد که گفتند: «رسول را قبول داریم، ولی علی را نه.» یا قبل از آن می‌گفتند: «رسول را قبول نداریم. چرا خدا به ما وحی نکرده است.» اینها چهره‌های کفراند.

-اگر کسی اطاعت را پذیرفت و آن را در منافات با عزت و انتخاب ندید، باید آن را در خصوص فقیه هم بپذیرد.

– ولایت نسبی نیست. درصد ندارد که بگوییم: « صد در صد آن، مال خداست. هشتاد درصد آن مال رسول خدا، پنجاه در صد آن مخصوص امام معصوم و بیست درصد هم از آن ولی فقیه.» اطاعت نسبی  نیست.

ادامه جلسه به صورت پرسش و پاسخ  برگزار و سؤالات زیر مطرح شد:

– معنای ولایت مطلقه فقیه

 – تعدد  ولی فقیه

  – عدم پذیرش مردم و رجوع به مجتهد دیگر

– عملکرد ولی فقیه  و روشِ درستِ انتقاد از او

-وظیفه ما و اولویتها در ارتباط با حکومت دینی

– دخالت ولی فقیه در موضوعات

-نظارت بر رهبری

-نظر مقام معظم رهبری درباره استاد صفایی

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا