خانه » مقالات » کلاسهای آموزشی مؤسسه » چکیده کلاس انسان شناسی و دین؛ استاد فروغی

چکیده کلاس انسان شناسی و دین؛ استاد فروغی

توضیح: در نیمه اول ماه جاری، دوره آموزشی تربیتی ویژه گروه مطالعاتی بیناتِ موسسه مطالعاتی پژوهشی غرب شناسی زاهدان  متشکل از خواهران فعال در حوزه های فرهنگی و تربیتی، در موسسه لیله القدر برگزار شد. متن زیر، چکیده و خلاصه نکات مطرح شده در کلاس انسان شناسی و دین استاد فروغی است که جهت اطلاع رسانی دوره وآشنائی با مباحث مطرح شده در این دوره عرضه می گردد؛ بدیهی است درج این مطالب به معنای طرح موضوع مورد بحث بطور کامل نخواهد بود.


–         نگاه استاد صفایی به انسان این است که انسان فرزند حادثه‌هاست.

لزوم تغییر نگرش

–         گام اول برای پرورش و راه افتادن انسان، تغییر نگرش به آنچه که هست  می‌باشد. یعنی ایجاد حرکت با تغییر نگاه خاصل می شود.

–         هدف انسان باید بزرگتر از خود او باشد تا انسان را جلو ببرد.

–         تغییر نگرش ← هدف ← طرح

–         تغییر نگرش درباره ظرفیت ها و ضرورت های حاکم بر هستی و جامعه است که باعث قیام فرد می‌شود.

–         این تغییر نگرش عاملی است برای رسیدن به هدف و هدف، عاملی برای رسیدن به طرح.

لزوم خود شناسی

–         برنامه آفرینش برای ما ایجاد شده است بدون اختیار ما ولی اولین راه برای ساختن خویش ، دانستن این است که چرا آفریده شده ایم و علت آن چیست؟

–         حال انسان: تفاوت ها را مشخص کنید و به نوع خلقت خود توجه کنید؛ انسان تنوع طلبی اش زیاد است و راضی به یک چیز نمی گردد، دارای تعقل ، سنجش اراده و تصمیم است، دارای برنامه ریزی و طرح است. البته نوع تربیت انسان است که باعث تفاوت او در زندگی می شود

اولین گام، توجه به وضع خلقت انسان و ایجاد بستری برای دیدن آن چیزی است که هست و می تواند باشد؛ چرا انسانها به هیچ وجه در این دنیا راضی نیستند؟ چرا این استعدادها آمده و شیوه بکارگیری آنها چگونه است؟ این امر زمانی اتفاق می افتد که با خود خلوت داشته باشیم. این امر آنقدر مهم است که پیامبران برای خلوت به کوهها پناه می بردند. خلوت بر اساس تفکر آزاد یعنی از عوامل و محرکها آنرا خالی کنیم. ایجاد زمینه مناسب برای خلوت به دور از تشویشها. اول از 10 دقیقه شروع کنیم. شاید به یک بهم ریختگی مبتلا شویم و خیلی افراد در این مرحله می ترسند؛ باید تحمل داشته باشیم طولی نمی کشد که حقیقتها بر انسان جاری می شود.

لوازم رشد

–         سعی : مقدار امکاناتی را که دارید بکار بگیرید، تنبلی نکنید

–          سرعت : راه دراز است و امکانات کم؛ یاید عجله کرد و شتاب.

–         اعتدال یعنی در چارچوب ضابطه و قانونمندی باید کارکرد

–          این سه خصلت (سعی ، سرعت ، اعتدال) انسان را صالح و رشدش را میسر میکند واز قافله عقب نمی افتد.

–         انسان اگر به عمل صالح نرسد در سطح محدودی از زندگی و سلوک باقی می ماند.

کشف و ترکیب استعدادها

–         این استعدادها چطورکشف و شناخته میشود؛  

1-   کشف استعداد عاملش وجود نیازهایی است که فریادش در وجود ما بلند است مثل احتیاج به آب که نشان از وجود معده و شکم است. این شکم است که نشان می دهد تو گرسنه یا تشنه هستی؟

2-   دومین روش، مقایسه انسان با سایر موجودات است. در مقایسه با دیگر موجودات، به این نتیجه می رسیم که انسان یک سری استعدادهای اضافه دارد که به انسان امکان رشد و توسعه می دهد؛ استعداد تعقل، تفکر، اراده، سنجش، تصمیم ، بهتر خواهی و …  داریم.

انسان؛ غایت این هستی

–         وقتی استعدادها را با هم ترکیب می کنیم باعث افزایش تعداد آنها می شوند مثل ترکیب اعداد 1 تا 9 با هم. وقتی من می توانم در زمین تصرف کنم پس نیروی من بالاتر است، این طبیعت برای تهیه خوارک من است پس دراختیار من است. در نتیجه این انسان بالاتر از استعداد خوردن و خوابیدن دهن و معده است که مثل حیوانات زندگی کند. در حقیقت غایت این هستی انسان است.

–         اگر نگاه تیزبین داشته باشید می بینید تمامی کهکشانها، تمام حاصل دهی اش برای انسان است، برای رزق تن آدمی است. استعداها و نیازهائی در وجود انسان است که از عهده این مجموعه برنمی آید؛ رزق عقل مانده، رزق قلب مانده و … اینجاست که روح بیقرار انسان شکل می گیرد. چون هستی در و جود اوست و او همانی ست که هستی آفرین است. پس در این هستی نباید غرق شویم و به عقب برگردیم. این هستی رزق در مسیر بندگی من است

–         اینجا با این مقایسه ها و تعقل و سنجش ها پی می بریم که راهی دور و دراز به سمت هستی آفرین (الیک ترجعون ) در پیش داریم. پس رب بزرگتر از انسان است و انسان باید به سمت او برود.

تکامل و رشد

–         با توجه استعدادها و احتیاجات عظیمی که در وجود انسان وجود دارد فهمیدیم انسان از استعداد خوراک و پوشاک بالاتر است و حتی رفاه و امنیت هم بالاترست. پس در حال تکامل هستیم؛ تکامل یعنی رفع نواقص . انسان در این حد هم نباید باشد باید به سمت بالا برود وبه رشد برسد؛ رشد یعنی زیاد شدن وجودی انسان؛ انسان وقتی به آرامش میرسد که به رشد برسد و تربیت مقوله ای است که در جهت این هدف عالی برنامه ریزی دارد تا همراه با آداب و قانون و با سرعت حرکت و داشته باشیم

در برخورد با دانش آموزان

–         این مباحث را چطور به دانش آموز و نوجوان منتقل کنیم

1-   اگر تیزبین باشیم در نگاه اول می توان بیان کرد ولی حال که بلد نیستیم باید انس بگیریم، بعد از انس، رنجها و شادیهای آنها را بشناسیم و بدانیم در چه مرتبه از سلوک قرار دارند.

2-    مورد انتقال باید مشخص باشد: باید توجه نمود که در مرحله اول، دنیای ساخته شده ذهنی او را خراب نکنید بلکه علت آن را بدانید.

در برخورد با کسانی که اهل طلب نیستند

 

–         حال با کسانی که روحیه طلب ندارند چه بکنیم:

1-   از طریق هنرمندی خاص و در لفافه طرح سوال کنیم

2-   آنها را در زمینه ای چالش آفرین قرار بدهیم. در برخورد با حادثه ها، ضعفهای خود را می بیند و سوالاتی برایشان پیش می آید. حالا تو می توانی راهکار بدهی. چه کسی می تواند اینکارانجام دهد، انسانی که سیر تاریخی ، جغرافیای و انفسی خود را گذرانده باشد، خود را شناخته باشد؛ در غیر این صورت نمی توانی زیرآب دنیای او را بزنی. تو باید شهید درعالم هستی و در خودت باشی تا بتوانی تاثیر بگذاری. این چگونه پیش می آید؛ باید شب را با خدا باشید و در روز با خلق خدا البته این امر باید همرا ه با ذکر و یاد آوری باشد. تو شب از معارف وسرچشمه حق می نوشی ولی اگر تذکر ویادآوری نباشد خنثی می شوی. در قرآن هم به ذکر شدید و مداوم توصیه میشود چون انسان فراموشکار است. این ذکرعهد میخواهد. این امر باعث می شود چالشها وشبهات، تو را مشوش نکنند.  فقط کاشتن، ملاک رشد بذری که کشاورز می کارد نیست بلکه مواظبت کردن و نگه داشتن هم مطرح است ودر نهایت، برداشت. 

0 0 رأی
امتیازدهی به مقاله
اشتراک
ایمیل برای
0 نظرات
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x
اسکرول به بالا